من چند وقتی است در سازمانی نیمه دولتی بخش کشاورزی کار میکنم روزهای اول برایم یک چیز جالب بود اینکه تمامی آقایان شاغل صبح که به اداره می رسند کفش هایشان را در می آورند و دمپایی می پوشند اما از همه جالب تراین مدیر ماست که مردک جورابهایش هم در می آورد القصه صبح وارد ااق هر کدام از این حضرات بشی بوی گند جوراب و پا تورا به مرز خفگی می رساند
اما نکته بعدی مسئله کمبود حمام است من نمی دانم این ها آدمن یا ... گویی هفته ای یک بار آب به تنشون می خوره اون هم روزهای جمعه است شنبه صبح می تونی نفس بکشی اما امروزه روزی یعنی چهارشنبه مخصوصا روزهای سرد که تمامی در و پنجره ها بسته است از بوی چرک تمام فضای اتاق را گرفته نمی تونی وارد اتاق این حضرات بشی
من موندم زن های اینها چه موجوداتی هست که هرشب بوی تعفن بدن اینها را کنارش تحمل می کند و اعتراض نمی کند شاید اونها هم اخر هفته کلکسیونی از بوی انواع خورشت ها و غذاهایی هستند که در طول هفته پخته اند.
حال داشته باش این معادن تعفن چه گوز ناشتایی هم می کنن با اوامرشان که بگذاری لای جرز توالت سوسک هم از این مدیریت و برنامه ریزی سر گیجه می گیره و می افته چاه و جوان مرگ می شه
بعد بندگان خدا نویسندگان و منتقدین محترم به دنبال علل توسعه نیافتگی بخش کشاورزی در ایران هستند